تبلیغات
رهگذر تنها... - شهدا....

رهگذر تنها...

رهــــــــــــگـــــــذری در تــــنـــهایـــی هــــای زنـــدگـــــی

بسم الله النور

این پستم رو تقدیم شهیدان این مرز و بوم میکنم که تا بودن بهترین عصر خود بودن...
خوش ب سعادتشون ک بدون هیچ چشم داشتی ب مال دنیوی رفتن و در رکاب خدا جنگیدن و ب مقام شهادت نایل شدند...


کم حرف می زد.

سه تا پسرش شهید شده بودند.

ازش پرسیدم «چند سالته ،مادر جان؟»

گفت :«هزار سال.»

خندیدم .

گفت «شوخی نمی کنم. اندازه هزار سال بهم سخت گذشته .»

صداش می لرزید...

آنــها که رفــتــند کــاری حسیــــنــــی کردند
ما که مانده ایم زینبـــــی رفتار کنیم....ارنه یزیدیم


[ جمعه 10 شهریور 1391 ] [ 09:12 ب.ظ ] [ مسافری تنها ]

[ دلنوشته() ]